| ارتباط |
|
تلفن هنرستان:01125352003 |
| نویسنده |
|
فناوری اطلاعات (1) |
| موضوعات |
|
عمومی (1) |
| ماهنامه |
|
مرداد 1386 (1) |
| صفحات |
| جستجو |
| آمار بازدیدها |
|
بازدید های امروز : بازدید های دیروز : كل بازدید ها : كل نظر ها : كل مطالب : |







پژوهش و تحقیقات
حجاب قبل از اسلام و بعد از اسلام
گردآورنده:پروین حسنخانزاده
مقدمه
ای روی مــاه مـنظر تـو نـو بـهار حُسن خال و خط تو مركز لطف و مدار حُسن
دایـم به لـطف طبـع فـلك از میان جان
می پــرورد بـه نـاز تـو را در كنــار حُسن
خرم شد از ملاحت تو عهد دلبری فرخ شـــد از لــطافـت تـــو روزگـــار حُسن
»حجاب» و «عفاف» دو ارزش راستین برای انسانها به ویژه خداجویان و دین باوران پاك سیرت محسوب می شود. حجاب مانع ظاهری است كه چون صدف، گوهری گران سنگ را در آغوش خود حفظ می كند و نشان از بهای والا و چشمگیر آن دارد و عفاف حالتی درونی و نفسانی است كه از شعله كشیدن هوا و هوس و پیشروی شهوت جلوگیری می كند.
حجاب «حق الله» است و علاوه بر حفظ مصالح عمومی جامعه كه رسالتی سنگین برای پاك سرشتان و آسمانی صفتان است. طاعت و اطاعت پروردگار مهربان نیز است. از نگاه و بینش خردورزان حجاب هرگز «محدودیت» نیست بلكه مصونیت جامعه محسوب میشود، و در سلسله معارف پاك و تابناك اسلام دختران و زنان ستایش بسیار شده و گوهری گرانبها و دری درخشان و چشم نواز لبریز از جاذبه و عظمت و زیبایی به حساب می آیند. لذا پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه یكی از مسائل مهم اسلامی است و مختص به اسلام نیست بلكه قبل از ظهور اسلام نیز در بین بعضی از اقوام رایج بوده و امروزه عده ای تنگ نظر و كوته فكر كه با اسلام و مسلمین سر عناد دارند مسئله «حجاب» را مطرح نموده اند كه به جهانیان بخصوص زنان ثابت كنند كه اسلام مخالف حضور زنان در صحنه فعالیتهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی می باشد. در صورتیكه اینطور نیست اسلام مخالف «برهنگی» است زیرا كه ریشة بیشتر انحرافات دینی و اخلاقی نسل جوان در همین برهنگی است كه اسلام با آن مخالف است.
در باب علت پیدایش حجاب نظریات گوناگونی ابراز شده است كه بعضی از آنها فلسفی. بعضی اجتماعی و بعضی اخلاقی و بعضی اقتصادی و بعضی روانی است كه ذیلاً ذكر می شود.
1- نیل به ریاضت و رهبانیت (ریشه فلسفی)
2- عدم امنیت وعدالت اجتماعی (ریشه اجتماعی)
3- پدر شاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع اقتصادی مرد «ریشه اقتصادی»
4- حسادت و خودخواهی مرد (ریشه اخلاق)
5- عادت زنانگی زن و احساس او به اینكه در خلقت از مرد چیزی كم دارد، به علاوة مقررات خشنی كه در زمینة پلیدی و ترك معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است (ریشه روانی)
ریاضت و رهبانیت: ارتباط مسأله پوشش با فلسفه ریاضت و رهبانیت از این جهت است كه چون زن بزرگترین موضوع خوشی و كامرانی بشر است، اگر زن و مرد معاشر و محشور با یكدیگر باشند، خواه ناخواه دنبال لذت جویی و كامیابی می روند. پیروان فلسفة رهبانیت وترك لذت برای اینكه محیط را كاملاً با زهد و ریاضت سازگار كنند بین زن و مرد حریم قائل شده پوشش را وضع كرده اند. كما اینكه با چیزهای دیگری هم كه نظیر زن محرك لذت و بهجت بوده است مبارزه كرده اند. پدید آمدن پوشش طبق این نظریه «دنباله و نتیجه پلید دانستن ازدواج و مقدس شمردن عز و بت است.
ریشه دیگری كه برای بوجود آمدن پوشش ذكر كرده اند ناامنی است. در زمانهای قدیم بیعدالتی و ناامنی بسیار بوده است و دست تجاوز زورمندان و قلدران به مال و ناموس مردم بی باكانه دراز بوده است. مردم اگر پول و ثروتی داشتند ناچار بودند به صورت دفینه در زیر خاك پنهان كنند. همانطور كه در مورد ثروت امنیت نبود راجع به زن هم امنیت وجود نداشت هر كس زن زیبایی داشت ناچار بود او را از نظر زورمندان مخفی نگهدارد زیرا اگر اطلاع پیدا می كرند، او دیگر مالك زن خود نبود. كنت گوییبو در كتاب «سه سال در ایران» می گوید حجابی كه هم اكنون در ایران است بیش از آن اندازه كه مستند به اسلام باشد مستند به ایران قبل از اسلام است. و می نویسد كه در ایران قدیم مردم هیچ امنیتی در مورد زنها نداشتند.
استثمار زن
بعضی ها برای پوشش زن ریشه اقتصادی قائل شده گفته اند حریم و پوشش یادگار عهد مالكیت و تسلط مرد است. مردان به خاطر اینكه از وجود زنان بهره اقتصادی ببرند و آنها را مانند بردگان استثمار كنند، آنها را در خانه ها نگه می داشتند و برای اینكه زن را قانع كنند كه از خانه بیرون نرود و بیرون رفتن را كار بدی بداند فكر حجاب و خانه نشینی را خلق كردند.
حسادت
ریشه دیگری كه برای پیدا شدن حجاب ذكر كرده اند جنبه اخلاقی دارد. در اینجا نیز ماند نظریه سابق علت پدید آمدن حجاب را تسلط مرد و اسارت زن معرفی كرده اند. و با این فرق كه در اینجا برای تسلط جوئی مرد به جای ریشه اقتصادی ریشه اخلاقی ذكر شده است، گفته اند علت اینكه مرد زن را بدین شكل اسیر نگه می دارد حس خودپرستی و حسادت وی نسبت به مردان دیگر است. به عقیده این دسته، قوانین دینی ومذهبی با اینكه در جاای دیگر با خود خواهیها و خودپرستیها مبارزه كرده است در اینجا برعكس عمل كرده روی این خودخواهی مردان صحه گذاشته منظور آنها را تأمین كرده است.
عادت زنانگی
به عقیده بعضی حجاب و خانه نشینی زن ریشه دوانی دارد. زن از ابتدا در خود نسبت به مرد احساس حقارت می كرده است از دو جهت: یكی احساس نقص عضوی نسبت به مرد، دیگر خونروی ماهیانه و حین زایمان و حین ازاله بكارت. در میان یهودیان و زرتشتیان با زن حائض مانند یك شیء پلید رفتاری می شده است واین جهت هم در زن و هم مرد این فكر را به وجود آورده كه زن موجود پست و پلیدی است مخصوصاً زن در آن حالت احساس شرم و نقص می كرده و خود را مخفی می ساخته است.
حیا و عفاف و ستر و پوشش تدبیری است كه خود زن با یك نوع الهام برای گرانبها كردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به كار برده است. زن باهوش فطری و با یك حس مخصوص به خود دریافته است كه از لحاط جسمی نمی تواند با مرد برابری كند و اگر بخواهد در میدان زندگی با مرد پنجه نرم كند از عده زور بازوی مرد بر نمی آید و از طرف دیگر نقطه ضعف مرا را در همان نیازی یافته است كه خلقت در وجود مرد نهاده است كه او را مظهر عشق و طلب، و زن را مظهر معشوقیت و مطلوبیت قرار داده است. وقتی كه زن مقام و موقع خود را در برابر مرد یافت و نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست همانطور كه متوسل به زیور و خودآرایی و تجمل شد كه از آن راه قلب مرد را تصاحب كند متوسل به دور نگهداشتن خود از دسترس مرد نیز شد. دانست كه نباید خود را رایگان كند، بلكه بایست آتش عشق و طلب او را تیزتر كند و در نتیجه مقام و موقع خود را بالا برد. مولوی مثلی لطیف دارد مرد و زن را به آب و آتش تشبیه میكند می گوید مثل مرد مثل آب است ومثل زن مثل آتش، اگر حائل از میان آب و آتش برداشته شود آب بر آتش غلبه می كند و آن را خاموش می سازد ولی اگر حائلی باشد. مثل اینكه آب را در دیگی قرار دهند و آتش در زیر آن دیگ روشن كنند آن وقت آتش آب را تحت تأثیر خود قرار می دهد، اندك اندك او را گرم می كند و احیاناً جوشش و غلیان در او به وجود می آورد، تا آنجا كه سراسر وجود او را تبدیل به بخاری می سازد، می گوید.
آب غــالب شد بر آتش از لــهیب ز آتش او جوشد چو باشد در «حجیب»
چونكه دیگی حایل آمد آن دو را نـیست كـــرد آن آب را كــردش هوا
معنی لغوی حجاب به معنی پرده و حاجب و هم به معنی پوشیدن است. استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن یك اصطلاح نسبتاً جدید است و در قدیم فقها كلمه «ستر» را كه به معنی پوشش است به كار می بردند. پوشش زن در اسلام این است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند. به جلوه گری و خودنمایی نپردازد. در سوره مباركه نور و چه سوره مباركه احزاب، حدود پوشش و تماسهای زن و مرد ذكر شده و آیه ای كه در آن كلمه حاب به كار رفته است مربوط به زنان پیغمبر است. اولین آیه خطاب به زنان پیغمبر با این جمله آغاز می شود: یا نساء النبی لستن كاجد من النساء یعنی شما با سایر زنان فرق دارید. اسلام عنایت خاصی داشته كه زنان پیغمبر چه در زمان حیات آن حضرت و چه بعد از وفات ایشان در خانه های خود بمانند و در این جهت بیشتر منظورهای اجتماعی و سیاسی در كار بوده. به هر حال آیه ای كه در آن آیه كلمه «حجاب» به كار رفته آیه 54 از سوره احزاب است كه می فرماید: «اذاسلتموهن متاعاً فاسلوهن من وراء حجاب» یعنی اگر از آنها متاع و كالای مورد نیازی مطالبه می كنید از پشت پرده از آنها بخواهید كه مربوط به زنان پیغمبر است. حجاب در اسلام از یك مسأله كلی تر و اساسی تر ریشه می گیرد و آن اینست كه اسلام می خواهد التذاذ های جنسی، چه بصری، و لمسی و چه نوع دیگر به محیط خانوادگی و در كادر ازدواج قانونی اختصاص یابد. اجتماع منحصراً برای كار و فعالیت باشد. برخلاف سیستم غربی عصر حاضر كه كار وفعالیت را با لذت جویی جنسی به هم می آمیزد، اسلام می خواهد این دو محیط را كاملاً از یكدیگر تفكیك كند.
كشانیدن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی كار و فعالیت اجتماع را ضعیف می كند. برعكس آنچه كه مخالفین حجاب خرده گیری كرده اند و گفته اند: «حجاب موجب فلج كردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است.» بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج كردن نیروی اجتماع است.
حریم نگه داشتن زن میان خود و مرد یكی از وسائل مرموزی بوده است كه زن برای حفظ مقام و موقع خود در برابر مرد از آن استفاده كرده است. و اسلام زن را تشویق كرده است كه از این وسیله استفاده كند. اسلام مخصوصاً تأكید كرده است كه زن هر اندازه متین تر و با وقارتر و عفیف تر حركت كند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد بر احترامش افزوده می شود.
ویل دورانت در جلد 1 تاریخ تمدن خود می گوید: در زمان زرتشت پیغمبر، زنان همان گونه كه عادت پشینیان بود، منزلتی عالی داشتند، با كمال آزادی و با روی گشاده در میان مردم آمد و شد می كردند، صاحب ملك و زمین می شدند و در آن تصرفات مالكانه داشتند و می توانستند مانند اغلب زنان روزگار حاضر به نام شوهر، یا به وكالت از طرف وی به كارهای مربوط به او رسیدگی كنند.
پس از داریوش مقام زن مخصوصاً در میان طبقه ثروتمندان تنزل پیدا كرد، زنان فقیر چون برای كاركردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند آزادی خود راحفظ كردند ولی در مورد زنان دیگر گوشه نشینی زمان حیض كه برایشان واجب بود رفته رفته ادامه پیدا كرد و سراسر زندگی اجتماعی ایشان را فرا گرفت و این امر خود مبنای «پرده پوشی» در میان مسلمانان به شمار می رود. زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن نداشتند كه جز در تخت روان روپوشدار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی شد كه آشكارا با مردان آمیزش كنند، زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی را ولو پدر یا برادرشان را ببینند، در نقشهایی كه از ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زن دیده نمی شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد. كنیزكان آزادی بیشتری داشتند، چه لازم بود از مهمانان خواجه خود پذیرایی كنند. حتی بعد از ورود اسلام به ایران ومسلمان شدن مردم ایران با توجه به اهمیتی كه اسلام به پوشش زنان می داد زنان ایران مانند سابق حجاب خود را حفظ كردند. علی اصغر شمیم در كتاب «ایران در دوره قاجاریه» می گوید:
زن در خانه زندگی می كرد و تقریباً هیچگونه ارتباطی با خارج از محیط خانواده نداشت عقیده عمومی مردان بر این بود كه زن مطلقاً باید مطیع اوامر شوهر خود باشد. در خارج از محیط خانه و خانواده فعالیت و كوشش اجتماعی منحصر به مردان بود و هیچ گاه زنان در این فعالیتها شركت نداشتند جز این كه در پاره ای از مشاغل كه در داخل یا خارج خانه كه وجود زن اجتناب ناپذیر بود، از زنان استفاده می كردند و بطور كلی آثار و شواهد بجا مانده از دوره قاجار نشان می دهد كه زنان در این دوره از حجاب، پوشش كاملی برخوردار بودند و این پوشش برای كلیه زنان یكسان بود و همة زنان در هنگام آمد و شد از روبندی سفید كه مشبك بود استفاده می كردند.
پوشاندن غیروجه و كفین بر زن واجب است. اگر پوشش وجه و كفین را لازم بدانیم در حقیقت طرفدار فلسفه پرده نشینی زن و ممنوعیت او از هر نوع كاری جز در محیط خاص خانه و یا محیطهای صدردرصد اختصاصی زنان هستیم.
ولی اگر پوشیدن سایر بدن را لازم بدانیم و تنها پوشیدن گودی چهره و پوشیدن دستها تا مچ را واجب ندانیم آن هم به شرط اینكه خالی از هر نوع آرایش جالب توجه و محرك باشد بلكه ساده و عادی باشد. لزومی ندارد كه زن الزاماً به درون خانه رانده شود و پرده نشین باشد.
آیه پوشش ی كه همان آیه 31 سوره نور است، پوشانیدن وجه و كفین را لازم نشمرده است. در این آیه به دو جمله می توان استناد جست. یكی جملة «ولایبدین زینتهن الا ما ظهرمنها» و دیگر جملة «ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن» ذكر كلمة«خمر» در آیه می فهماند كه زن باید روسری داشته باشد. و چون در آیه فقط زدن دو طرف روسری بر گریبان مطرح است، معلوم می شود كه همین مقدار واجب است. مفهوم «ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن» اینست كه با روسریها بر روی سینه و گریبان حائلی قرار دهید. پس وقتی در مقام تحدید و بیان حدود پوشش است و می فرماید با روسریها بر روی گریبانها و سینه ها حائل قرار دهید و نمی گوید بر روی چهره حائلی قرار دهید، معلوم می شود حائل قراردادن بر روی چهره واجب و لازم نیست. بطور كلی زنان مسلمان قبل از نزول آیات پوشش، به حكم عادت معمول آن روز عرب، چهرة خود را نمی پوشانیده اند بلكه روسری را از پشت گوشها رد كرده و اطراف آن را به پشت خودی انداخته اند و در نتیجه گوشها، گوشواره ها، چهره گردن و گریبان نمایان بوده است. وقتی دستور داده شد كه دو طرف روسری را از جانب راست و چپ به جلو آورده به طور چپ و راست بر گریبان بزنند. به كار بردن این دستور موجب می شود كه گوشها و گوشواره ها و گردن و گریبان پوشیده شود و چهره باز بماند. و در جواب سؤالهایی كه میان افراد پیشوایان دین رد و بدل شده فقط مسأله «مو» مطرح است و مسأله «رو» به هیچ وجه مطرح نیست. در كیفیت پوشش زنان، خداوند محددیتی بیش از مردان قائل شده می فرماید:
«یحفظن فروجهن ولایبدین زینتهن الا ما ظهرمنها ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن والایبدین زینتهن الا لبعولتهن» فروجشان را از نگاه حفظ كنند و زینتشان را غیر از آنچه ظاهر است آشكار نسازند. جز برای شوهران خود، پدران و پدران شوهر و پسران خود و پسران شوهر و برادران خود و پسر برادران و خواهران خود و زنان خود (زنان مسلمه) و كنیزان ملكی خویش و اتباع خانواده (كه رغبت به زنان ندارند) از زن و مرد یا طفلی كه هنوز بر عورت و محارم زنان آگاه نیستند (و از غیر این اشخاص مذكور احتجاب و احتراز كنند) و نظر امام خمینی (ره) در مورد «ولایبدین زینتهن» بر این است كه جز وجه و كفین بقیه اندام زن زینت و زیبایی از محسوب شده و اظهار آن در مقابل نامحرمان حرام می باشد.
بطور كلی بر ای سالم ماندن محیط اجتماع و خانواده در روابط زن و مرد فقط حفظ پوشش و حفظ نگاه كافی نیست. گفتگوی زن و مرد نیز باید از هرگونه تحریك غرایز مبری باشد و عدم اختلال فیزیكی با مردان به هنگام حضور در اجتماع و تماس مستقیم دست با دست و یا لمس هر قسمت دیگر بدون پوشش از مواردی است كه اسلام بر روی آن تأكید بسیار دارد.
حجاب فاطمه زهرا (س)
زهرای مرضیه (س) بانویی سرشار از بینش و بصیرت بود كه در زمان جاهلیت تیره و تار «كوثر زنان و مردان آفرینش» نام یافت و با سیره و سخن خود «فرهنگ برهنگی» و «برهنگی فرهنگی»، دیروز و امروز را به خوبی مورد توجه قرار داد او مانند پدر عزیز خود «دختران را بهترین فرزندان پدران و مادران» می دانست و افزون بر آن «میمنت و خوش قدمی زن را صاحب دختر شدن در اولین گام مادری»، معرفی می كرد، بانوان را انسانهای پرلطافت، گرم یا باالفت پاكیزه و سرشار از بركت می دید و آنان را برتر از گوهرهای گرانبها و درهای قیمتی نیازمند «شناخت روشن نسبت به ارزش خویشتن» و «روشهای شایسته برای مصون ماندن از تیرهای بلا و پرتگاههای خطر» می دانست در پی این دو ویژگی برجسته چون خود در عرصه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و اعتقادی حضوری حركت آفرین داشته باشند و هرگز فریب زر و زیور زندگی را نخورند. ازاین رو «نگرش جامع در پوشش كامل» را ضرورت نخست می شمرد تا پیش از «حجاب» و «عفاف» بانوان از بلندای عشق و اندیشه آنان لبریز شود و نمادهای مختلف این نگرش باطنی در پوشش ظاهری آنها جلوه گر گردد. بدین گونه او خود محیط خانه و خانواده را صاحب اهمیت و ارزشی بی كران می دید و حضور زنان را در خانه و غیر زمانهای ضروری و تأثیرگذار در عرصه های گوناگون اجتماع موجب عبادت و تقرب به پیشگاه خداوند بزرگ می دانست و می فرمود: آن هنگام كه زن در خانه می ماند، از همة حالات به پروردگارش نزدیكتر است. و روزی كه رسول خدا (ص) بهترین چیز را برای بانوان سؤال كرد، دخت دلبند او زهرای مرضیه پاسخ داد: بهترین چیز برای زنان آن است كه نه آنان مردان بیگانه را ببینند و نه مردان بیگانه آنها را بنگرند. ضرورت پوشش برای بانوان به خاطر هندسه جسمی و ساختمان روحی زنان و جاذبه گفتار و رفتار فردی و اجتماعی آنها نكته ای برجسته در باورهای دخت آفتاب نسبت به زنان است، از این و آن بانوی بزرگ دقت و حساسیت فراوان از خویش نشان می داد و شناختی بسیار روشن به جلوه ها و جاذبه های پیدا و ناپیدای زنان داشت.
روزی كه رسول خدا (ص) همچون بسیاری از اوقات برای دیدار دخت دلبند خویش در خانه فاطمه (ص) را كوبید و فرمود: سلام بر شما داخل شوم؟ چون صدای عزیز وجود خود زهرا (س) را شنید كه: سلام بر شما ای فرستاده الهی داخل شوید ای پیامبر خدا! پیامبر فرمود: آیا داخل شوم با كسی كه همراه من است، بی درنگ زهرای عزیز (س) پاسخ داد: یا رسول الله ـ اگر نامحرمی همراه شماست وارد نشوید كه چادر بر سر ندارم. لحظاتی بعد چادر بر سر كرد و با احترام شایانی رو به پدر نمود و عرض كرد: داخل شوید با كسی كه همراه شماست.
بی شك سخنان زهرا (س) برای تمامی مردان و زنان است و شیعیان و شیفتگان باید به خود ببالند و بگویند:
به حسن خلق وفا كس به یار ما نرسد تو رادر این سخن انكار كار ما نرسد
اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده اند كسی در حسن و مداحت به یار ما نرسد
فاطمه زهرا (س) در حجاب و پوشش دقتی بالا و عفتی والا از خود نشان می داد. روزی رو به اسماء بنت عمیس كرده می فرماید: «ای اسماء! این شیوه را كه نسبت به بانوان انجام می شود و در مراسم بعد از مرگ، پارچه ای روی جنازه نمی اندازند و حجم جسد نمایان است ناروا می شمارم و نمی پسندم، اسماء گفت: ای دختر رسول خدا آیا چیزی را كه در سرزمین حبشه دیدم به شما نشان دهم، پس از آن چوبهای تری فراهم ساخت آنها را خم كرد سپس پارچه ای روی آنها انداخت و تابوتی ساخت. حضرت فاطمه (س) با دیدن آن فرمود: چقدر این خوب و زیباست، چرا كه به واسطه آن زن از مرد باز شناخته می شود (در نتیجه نسبت به شئون پیكر زن رعایت لازم صورت خواهد گرفت)، ای اسماء هرگاه من جان سپردم، تو و علی مرا غسل دهید و هیچ كس دیگر بر من وارد نشود.
زهرای مرضیه به بانوان نسلها و عصرهای بعدی درس حجاب و عفاف را تا آخرین لحظه حضور روحانی و جسمانی در دنیا می دهد.
نتیجه گیری
آثار و شواهد تاریخی نشان می دهد كه قبل از ظهور اسلام در بین زنان بعضی از ملل از جمله یهود، هندیها و زنان ایران حجاب وجود داشته و اینكه حجاب از اسلام به ایران رسیده كاملاً اشتباه است.
در طول تاریخ بعد از اینكه زنان متوجه شدند با نیروی جسمانی مرد می توانند دست و پنجه نرم كنند و نقطه ضعف مرد را در همان نیازی یافتند كه خلقت در وجود مرد نهاده است متوسل به دور نگهداشتن خود از دسترس مرد شدند و متوجه شدند كه نباید خود را رایگان در اختیار مرد قرار بدهند، حریم نگه داشتن زن میان خود و مرد یكی از وسایل مرموزی بوده است كه زن برای حفظ مقام و موقع خود در برابر مرد از آن استفاده كرده است و اسلام زن را تشویق كرده است كه از این وسیله استفاده كند، بخصوص اسلام تأكید كرده است كه زن هر اندازه متین و با وقارتر و عفیف تر حركت كند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد و بر احترامش افزوده می شود. و برخلاف نظر كوته فكران كه معتقدند اسلام حجاب را مطرح كرده كه نیمی از نیروی فعال جامعه را در پشت پرده و انزوا نگه دارد صحیح نیست، اسلام با حضور زنان در اجتماع مخالف نیست. اما مخالف برهنگی و آلوده شدن اجتماع و روابط نامشروع است. اسلام می خواهد كه زنان باحفظ پوشش و حریم دوشادوش مردان در فعالیتهای اجتماعی حضور داشته باشند و آن عده كه با اسلام عناد دارند با توسل به آیه 54 از سوره احزاب می گویند. كه اسلام می خواهد زنان در پشت پرده باشند باید گفت كه این آیه در مورد زنان پیامبر (ص) می باشد كه می گوید: «اگر از آنها متاع و كالای مورد نیازی مطالبه می كنید از پشت پرده از آنها بخواهید نه همة زنان» وجود مقدس زن كه ریشه هر جامعه ای می باشد همواره می بایست از بیهوده گری و ناز و كرشمه در روابط اجتماعی با مردان مبری باشد و حول سه محور اقامه صلوه، ایتاء زكوه و اطاعت خدا و رسول او تمامی اعتقادات و اعمال و آمد و شدهای اجتماعی وی شكل داده شود، زن می بایست در كلیه زمینه های اجتماعی حضور فعال داشته باشد چرا كه اجتماع به حضور سیاسی، فرهنگی زن نیازمند است كه این امر باید با توجه به شرایط و باورهای قلبی و دینی در جهت خدمت به اسلام صورت گیرد.
منابع
1) حجاب، استاد مرتضی مطهری.
2) مشرق زمین گاهواره تمدن، جلد 1، ویل دورانت.
3) ایران در دوره قاجاریه، علی اصغر شمیم.
4) روشها و بینش های حضرت زهرا (س) درباره یك زندگی زیبا، احمد لقمانی.
بررسی تاریخی منزلت زن از دیدگاه اسلام و … دكتر ثریا مكنون، مریم صانع پور.
نظرات[]